الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

8

تفسير مجمع البيان (فارسى)

علت اينكه « ظلمت » را پيش از « نور » آورده ، اين است كه : نخست ظلمت ، سپس نور را آفريده است . هم چنان كه آفرينش آسمانها پيش از آفرينش زمين است . اكنون تعجب مىكند از كسانى كه با اينهمه دلايل روشن بر يكتايى خدا ، گرفتار شرك و بت پرستى شده‌اند : ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ : مردمى كه كافر شده و منكر حقند ، خدا را مساوى ديگران قرار داده ، براى او شريك قرار مىدهند . آمدن كلمهء « ثم » در آغاز جمله ، به يك معناى لطيف اشاره دارد و آن اين است كه : از يك طرف روش مشركين را مورد انكار قرار دهد و از طرف ديگر مؤمنين را از روش ايشان به تعجب در آورد . نظير آن جملهء « ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ » در آيهء بعد است . دليل اين تعجب اين است كه مشركين از يك سو اعتراف داشتند كه تمام نعمتهاى اصلى و فرعى از خدا است و او را خالق و رازق مىشناختند و از سوى ديگر بر خلاف اعتقاد و اعتراف خود به پرستش سنگ و چوبهاى بيجان و بىسود و زيان مىپرداختند . هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلًا : مقصود آدم است . يعنى : خداوند پدر شما را از خاك آفريده است . شما هم فرزندان او هستيد و همانطورى كه پدر شما از خاك است ، شما نيز از خاك هستيد . پس از آفرينش شما ، براى شما اجلى مقرر ساخت كه تا فرا رسيدن آن ، در اين جهان زندگى كنيد . قضاء ، به معناى حكم ، امر ، خلق ، اتمام و اكمال است . وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ : در اين باره اقوالى است : 1 - گروهى از مفسرين معتقدند كه : مقصود از اجل اول ، مدت زندگى انسان تا وقت مرگ است و مقصود از اجل دوم ، از وقت مرگ تا روز قيامت است . عطاء از ابن عباس روايت كرده است كه : يعنى خداوند از وقت تولد تا مرگ انسان ، اجلى تعيين كرده و اجل معينى از وقت مرگ تا قيامت ، پيش خداوند است كه احدى به آن علم ندارد . هر گاه ، انسان ، صالح باشد ، خداوند بر دوران زندگى او در